الملا فتح الله الكاشاني
290
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بگفتم امير المؤمنين عليه السّلام بخواب من آمد و مرا گفت كه قصيده عينيه بر من خوان آن را بر او ميخواندم چون به اين دو بيت رسيد فرمود صدقت بعد از آن در عقب آن اين بيت ادا فرمود كه ( و لم ار مثل ذاك اليوم يوما و لم ار مثله حقا اضيعا ) مرويست كه آن حضرت دو بار عرض ولايت امير المؤمنين عليه السّلام كرد بر مردمان يكى در روز مباهله كه آن را بر دشمنان عرض كرد همه ترك مباهله كرده بمصالحه در آمدند و دويم روز غدير خم كه آن را بر مسلمانان عرضكرد اكثر از موافقت گرديده بمخالفت درآمدند ابو سعيد خدرى فرمود كه ( و اللَّه ما تفرقنا حتى نزلت الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ الايه ) رسول صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه اللَّه اكبر على كمال الدين و تمام النعمة و ترضى الرب برسالتى و بولاية على من بعدى پس روى بامير المؤمنين عليه السّلام كرد و فرمود يوم بيوم ان اللَّه لا يضيع اجر من احسن عملا يعنى امروز بعوض روزيست كه تو يارى اسلام ميكردى و با كفار محاربه مينمودى مراد روز خيبر است كه آن حضرت مرحب يهودى را با چند شجاع ديگر بر خاك مذلت انداخت جبرئيل آمد و گفت يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله ان له عندك يوما بيوم او را نزد تو يك روزيست بدل اينروز فرمود چگونه گفت چنان كه او امروز جد و جهد نمود بوسع طاقت خود بكوشيد در نصرت دين تو و اظهار دين تو فردا جهد كن در اظهار ولايت و امامت او فرمود كه اين صورت در چه روز باشد عرضكرد چون وقت آن در رسد من بيايم و ترا به آن اعلام كنم چون روز غدير برسيد بيامد و اين آيه را آورد عبد اللَّه مسعود روايت كند كه چون در روز احد على عليه السّلام نيزه در دست گرفت و ميگردانيد و از راست و چپ و پيش و پس كفار را ميانداخت و حمله ميكرد و ايشان را هلاك ميكرد رسول ( ص ) چون اين حال را مشاهده كرد فرمود كه لا تقية فى الاسلام بعدك ما عذر من كتم الحق و انت ناصره يعنى تقيه در اسلام نيست بعد از تو و هيچ عذرى نيست مر كسى را كه كتمان حق كند و حال آنكه تو يارى كنندهء او باشى و چون در روز غدير اين آيه نازل شد و رسول ( ص ) از اظهار آن تهاون ميفرمود به جهت خوف اعادى امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه يا رسول اللَّه بخواطر دارى كه مرا گفتى ما عذر من كتم الحق و انت ناصره فاليوم ما عذر من كتم الحق و اللَّه ناصره و عاصمه پس امروز عذرى نباشد كسى را كه كتمان حق كند و حال آنكه خدا يارى دهندهء او است و نگهدارندهء او پس حضرت بر طريقى كه مذكور شد آيه را بر مردمان خواند و ايشان هفتاد هزار مرد بودند كه به اطراف و جوانب به آن حضرت پيوسته بودند براى تعليم مناسك حج و چون حضرت عرض ولايت امير المؤمنين عليه السّلام كرد بعضى تصديق كردند و برخى در باطن منكر شدند و در ظاهر اظهار بشاشت كردند و جمعى ديگر بيتاب شده اظهار آن كردند چنان كه حارث بن نعمان فهرى كه قصهء او مذكور شد و در تفسير اهل البيت مذكور است كه حقتعالى در شب